کتابخانه

نسیم سبز خاطره‌ها


مجموعه دستنوشته های رهبر انقلاب بر ۳۵ کتاب حوزه ادبیات دفاع مقدس مانند «زنده باد کمیل»، «یادیاران»، «جنگ خیابانی»، «جدال در زیویه»، «مقتل»، «دا»، «نونی صفر»، «گزارش یک بازجویی» در قالب یک کتاب منتشر شد. به گزارش خبرآنلاین، کتاب «نسیم سبز خاطره‌ها» مجموعه دست نوشته‌های مقام معظم رهبری بر کتاب‌های حوزه ادبیات دفاع مقدس به [...]

معرفی مدارس

نگاهی به حوزه علمیه بناب و فعالیت آن در فضای مجازی


حوزه علمیه بناب بیشتر به خاطر آیت الله شیخ یوسف بنابی شناخته شده است. طلبه‌های این مدرسه ایشان را تنها مدیر یا یک استاد نمی‌دانند، بلکه وی را مربی و رفیق طلبه‌ها معرفی می‌کنند. بناب در شمال غربی ایران و در استان آذربایجان شرقی است و از تبریز ۱۱۴ کیلومتر فاصله دارد. این حوزه به [...]

بلاگ‌چرخان طلاب

رویدادهای پیش رو

- نشست تخصصی دومین همایش بین‌المللی منطق فهم دین
زمان: ۲۴ اسفند ساعت ۱۶ تا ۱۸

- روش‌شناسی دانشوران معاصر در فقه سیاسی از سلسله نشست‌های روش‌شناسی اجتهاد
زمان: ۲۶ اسفند
مکان: قم، بلوار امین، بیست متری گلستان، کوچه یک، پلاک 15

- مراسم بزرگداشت مرحوم آیت‌الله گلپایگانی
زمان: ۲۷ اردیبهشت ۹۱

خرافه ای به کام تاکسی رانان

شب اول ربیع، تا دم سحر خیابان‌های قم و تهران و شهرهای دیگر  طور دیگری است. پر است از ماشین‌های عجول و تاکسی‌های نارنجی. تقریباً همه مسافران زن هستند. جوان و پیر. شب اول ربیع است. باید به شکرانه‌ی پایان ماه صفر در هفت مسجد یا حنا بمالی یا شمع روشن کنی تا نمی‌دانم چه شود. واقعاً نمی‌دانم. این اتفاق توی یک شهر دور افتاده نیست، توی قم است توی تهران. جایی پر از روحانی.

اشتباه نکنید این خرافه را تاکسی‌رانان درست نکرده‌اند، احتمالا کار درشکه‌چی‌ها باشد. اما به هر حال یک راننده‌ی تاکسی در این دوران هدف‌مندی از این بابت خوش‌حال باید باشد و حاضر است برای این عمل فلسفه‌بافی کند و همه‌ی شبهات را پاسخ بگوید و حتی به ثواب آن حوری‌ و غلمان و چندین نهر بهشتی بیافزاید. از این خرافات که متاسفانه در شهرهای روحانی رواج دارد کم نیست. قمی‌ها سحر روز بیست و هفتم ماه مبارک رمضان کله پاچه می‌خورند و زن‌های قمی در عصر روز بیست و هفتم با در دست داشتن چرخ خیاطی به مسجد امام حسن عسکری علیه السلام می روند و بی‌هدف خیاطی می‌کنند.

این اعمال هیچ مستندی ندارد حتی مستند ضعیف. اما شاید منشأ آن اعتقاد عموم به نحوست ماه صفر باشد که آن هم مستندی ندارد. روایتی در بین مردم معروف است که حضرت رسول اعظم فرمودند هر کس پایان ماه صفر را به من خبر دهد من مژده‌ی بهشت را به او خواهم داد. هم‌چنین وقوع رحلت حضرت رسول و امام مجتبی در این ماه این تلقی را تاکید کرده است. اما این روایت مشهور تحریف شده‌ی روایت دیگری است. روایتی که نه درباره ماه صفر بلکه درباره ماه آذار است و ثانیاً نمی‌خواهد نحسی آن ماه را بگوید بلکه در بیان فضیلت ابوذر است. علامه طهرانی در این باره می‌گوید:

راجع به حدیث متداول در السنه مردم: من بشرنی بخرج صفر بشرته بالجنة آنچه در کتب حدیث تفحص کردم ابداً نیافتم گرچه مرحوم حاج میرزا جواد آقای تبریزی رضوان الله علیه در اعمال ماه صفر در کتاب المراجعات خودذکر کرده است ولی ظاهراً آن مرحوم نیز اکتفا به مسموعات فرموده و خود عین عبارت روایت را ندیده است. آنچه من فهمیدم این روایت تصحیف شده است چون رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم روزی خواستند به اصحاب خود جلالت ابوذر غفاری را بفهمانند و فرمودند اول من یدخل علیکم من اهل الجنة و سپس فرمودند من بشرنی بخروج آذار فهو من اهل الجنة  فقال ابوذر یا رسول الله قد خرج آذار. آذار از ماه‌های رومی است و چون لفظ آذار با صفر نزدیک است لذا در السنه بجای آذار که لفظ غریب و نامأنوسی است بعضی لفظ صفر را اشتباهاً شنیده‌اند و زبان به زبان یک روایتی شده است. اصل این قضیه را مرحوم صدوق در کتاب معانی الاخبار ص ۲۰۴ طبع مطبعه حیدری ۱۳۷۹ هجری ه قمریه آورده است و مرحوم حاج شیخ عباس قمی در کتاب سفینة البحار ج ۱ ص ۸۳ در ماده بشر اجمالا ذکر کرده است. / یاداشت های شخصی علامه سید محمد حسین طهرانی، جنگ شش، ص ۴۷-۴۸

مبحث دیگری که در ادامه این بحث مطرح می‌شود این است که آیا اصلاً ایام نحس داریم یا نه؟ آیا یک روز خاص مثلا چهارشنبه آخر پایان صفر نحس است یا نه؟ اگر چه در روایات مؤیداتی بر نحوست برخی ایام خاص است، اما برخی روایات هم این مسأله را نفی می‌کنند. مثل آن‌چه حضرت امیرالمؤمنین به منجمی گفت که جنگ نهروان را بر اساس اوضاع کواکب نحس پیشگویی کرد. امیرالمؤمنین به شدت به او حمله کرد؛ فرمود: هر کسى که حرفهاى تو را باور کند باید خدا و قرآن را تکذیب کند. ما وظیفه داریم در کارها به خدا توکل و اعتماد کنیم؛ و بعد فرمود: “سیروا عَلَى اسْمِ اللَّهِ”.

مرحوم شهید مطهری ذاتی بودن نحوست ایام را رد می‌کند و شوم بودن را منتسب به اتفاقات شوم می‌داند.

در موضوع نحوست ایام دو مسئله است. یک مسئله این است که ما برخى روزهاى سال را مبارک مى‏شماریم و برخى را نحس و شوم، به اعتبار حادثه‏اى که در آن روز واقع شده؛ و مقصود ما این نیست که این روز از آن جهت که این روز است مبارک است یا این روز از آن جهت که این روز است شوم است، بلکه مقصود ما این است که این روز براى ما یادآور حادثه پربرکتى است یا این روز براى ما یادآور حادثه شومى است. مثلًا ما روز عید غدیر را روز مبارک مى‏دانیم ولى نه به اعتبار اینکه هجدهم ذى‏الحجه [است، که‏] چون ماه، ماه ذى‏الحجه است و این روز هجدهمین روز ماه ذى‏الحجه است مبارک است اعمّ از اینکه در این روز حادثه‏اى واقع شده باشد یا نشده باشد، اعم از اینکه در این روز پیغمبر صلى الله علیه و آله على علیه السلام را به خلافت نصب کرده باشد یا نکرده باشد؛ این روز، روز مبارک است و چون این روز مبارک بود پیغمبر صلى الله علیه و آله على علیه السلام را در این روز به خلافت نصب کرد؛ یعنى بخت حادثه یوم الغدیر بلند بوده که در این روز واقع شده است؛ این روز از قدیم الایام [و] قبل از این هم روز مبارکى بوده، از اوّلى که این آسمان و زمین درست شده روز هجدهم ذى‏الحجه روز مبارکى بوده و حادثه غدیر در روزى که خودش مبارک بود واقع شد. یا [چنین نیست که‏] دهم محرم روزى بوده که از اوّلى که عالم ساخته شده اصلًا این روز، بد ساخته شده، شوم ساخته شده و حادثه کربلا در روزى واقع شد که بالذات شوم بود و قهراً قبل از اینکه امام حسین هم شهید شود هر سال که روز دهم محرم مى‏آمد روز شومى مى‏آمد، از زمان حضرت آدم و قبل از حضرت آدم این روز شوم بوده و الآن هم روز دهم محرم شوم است، تا قیامت هم این روز از آن جهت که این روز است شوم است. حادثه کربلا هم در یک روز شوم واقع شد. یک وقت انسان این طور فکر مى‏کند.
این [طرز فکر،] اساسى نمى‏تواند داشته باشد. نه عقل مى‏تواند آن را قبول کند و نه از نظر نقل ما مى‏توانیم تأییدى براى آن بیاوریم. ولى یک وقت به آن معناى دوم است: هجدهم ذى‏الحجه، چون در این روز براى ما حادثه مبارکى رخ داده است ما این روز را مبارک مى‏شماریم. هجده ذى‏الحجه مبارکى خودش را از حادثه غدیر دارد نه حادثه غدیر از هجدهم ذى‏الحجه. دهم محرم شومى خودش را (نه اینکه بالذات شوم است) از شهادت امام حسین دارد نه کشته شدن و قتل امام حسین شومى خودش را از دهم محرم دارد.

به این معنا البته درست است که برخى روزها روزهاى مبارکى است. حتى مى‏تواند یک سلسله دستورهاى شرعى بر اساس همین روزها بر قرار شود براى اینکه این روز یادآور آن حادثه است. مثلًا امام حسین را در نیمه شعبان یا بیست و هفتم رجب زیارت مى‏کنیم. بیست و هفتم رجب با بیست و چهارم رجب، خودش بالذات هیچ فرقى نداشته ولى بیست و هفتم رجب به اعتبار بعثت پیغمبر اکرم شرافتى پیدا کرده است. همین طور که گفتیم گاهى لفظ به اعتبار معنایش شرافتى پیدا مى‏کند که بى‏وضو نباید دست روى آن گذاشت. بیست و هفتم رجب به اعتبار بعثت پیغمبر، هفده ربیع به اعتبار ولادت پیغمبر، سوم شعبان به اعتبار ولادت امام حسین و نیمه شعبان به اعتبار ولادت حضرت حجّت شرافتى پیدا مى‏کند که [مى‏گویند] امام حسین را هم اگر مى‏خواهید زیارت کنید در این روز زیارت کنید که این روز یادآور چنین حادثه مبارکى است؛ یعنى حتى یک سلسله احکام و دستورها بر این اساس برقرار مى‏شود، و هیچ مانعى هم ندارد. مى‏رسیم به مسئله نحوست ذاتى ایام.   مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى، ج‏۲۶، صفحه ۷۳۳ الى ۷۳۹

مطالب مرتبط

دیدگاه ها

بدون دیدگاه

پاسخ بدهید

نام شما *

ایمیل شما *

وب سایت