معرفی مدارس

در حوزه علمیه چهارباغ اصفهان چه می‌گذرد


مدیر حوزه علمیه امام صادق چهارباغ اصفهان با تشریح فعالیت های این مدرسه از راه اندازی مرکز پاسخگویی به سؤالات شرعی و شبهات دینی خبر داد. به گزارش خبرگزاری رسا، حجت الاسلام عبدالمجید خطاط، به تشریح برنامه های مدرسه چهارباغ اصفهان پرداخت و گفت: فعالیت های حوزه علمیه امام صادق چهار باغ اصفهان شامل دو […]

بلاگ‌چرخان طلاب

دین و «معنای زندگی» از دیدگاه علامه جعفری

علامه محمد تقی جعفری به عنوان متفکّری دینی در بحث از «معنای زندگی» روی‌کردی دینی اتّخاذ کرده است. البته این سخن به این معنا نمی­باشد که روی‌کرد دینی که وی اتّخاذ نموده مانع از انجام تحلیل­‎های فکری و فلسفی در این موضوع شده است. بلکه به عکس وی با تعمّقات و تحلیل­های فکری و فلسفی خود به این نتیجه رسیده که تنها راه برون رفت از پوچی و دریافت معنا و هدف زندگی، دین است. وی در ادامه بر این نکته اشاره دارد که به هیچ وجه نمی­توان هدف و فلسفه زندگی را از همین ظواهر و پدیده­های روزمره زندگی مانند خوردن، آشامیدن، خوابیدن و غیره مطالبه کرد و برای توجیه هستی خود به آنها استناد کرد. از نظر ایشان این طرز تلقّی ناشی شده از عدم تعمّق کافی در ریشه سؤال از فلسفه و هدف زندگی است؛ چرا که این سؤال جنبه کاملاً متافیزیکی دارد. این نکته قابل توجّه است که مراد از متافیزیک از منظر علامه جعفری آن مفاهیم انتزاعی و خود ساخته ذهن بشری نیست؛ بلکه همان افق عالی حیات است که مافوق همه‌ی جزئیات و پدیده­های زودگذر حیات قرار گرفته است.[۱] جعفری در این باره می­نویسد:

« در مسأله‌ی ما که سؤال از فلسفه و هدف حیات است، عین همین روش منطقی وجود دارد. یعنی سؤال از فلسفه کلّی حیات وابسته به درک، حیات کلّی و فلسفه عالی آن است و این درک، مافوق طبیعت معمولی و مشاعر عادی مغز است؛ لذا بایستی برای چنین درکی قدم به فراتر از طبیعت معمولی و درک­های عادی مغز آدمی گذاشت و این کار جز به تحریک نیروی الهی قابل تفسیر نخواهد بود. از این رو مذهب به عنوان یگانه پاسخگو پا به میدان می­گذارد و سؤال مزبور را حلّ و فصل می­کند». [۲]

در نظر ایشان درسرتاسر تاریخ تا امروز، بشر از طرق مختلف مانند دین، اخلاق، دریافت‌هاى فلسفى و معارف شخصى به سراغ شناخت هدف اعلاى فلسفه زندگى رفته است. گاهى این تکاپوها و تلاش‌ها به نتیجه‌ی مطلوبى نرسیده است. علت اصلى این محرومیّت، از منظر وی به دلیل خطاهایى است که بشر در این عرصه مرتکب مى‏گردد. اوّلیّن خطای بشر اتکاء به علم و فلسفه به منظور یافتن معنا در زندگی خود است؛ چرا که علم و فلسفه توانایی ارائه حقیقت و ماهیت حیات شایسته و بایسته برای انسان‌ها را ندارند. [۳]

.

از نگاه جعفری باید نخست فرد حیاتى را براى پیدا کردن هدفش تصورکند که بتواند با خداى هستى ارتباط برقرار کند. او با دارا بودن چنین حیاتى قادر به درک زیبایى ملکوت هستى می­شود که البته این فهم صحیح از ماهیت و حقیقت حیات و ارتباط با خدای هستی تنها به وسیله قرارگرفتن در قالب دین امکان پذیر است.[۴]

از نگاه ایشان دین از دو رکن اساسی متشکلّ است:

۱.   اعتقاد به وجود خداوند و نظاره‌ و سلطه‌ی مطلقه‌ی او بر جهان هستی و دادگری مطلق، موجودی که هیچ گونه هوی و تمایلی به آن راه ندارد، و جامع همه صفات کمالیّه است و اینکه جهان بر اساس حکمت خود آفریده است و انسان را با راه‌نمایی خود در مجرای حرکت تکاملی تا ورود به لقاءالله قرار داده است.

۲.   برنامه حرکت به سوی هدف است که احکام و تکالیف نامیده می­شود. جعفری می­گوید مبنای این دو رکن بر دو امر دیگر استوار است: الف. اخلاقیّات. ب. احکام فقهی.

البته خود احکام فقهی نیز بر دو قسم است:

الف: احکام اوّلیّه: که مستند به نیازهای ثابت انسان­ها است و این احکام بیان کننده چگونگی ارتباط­های چهارگانه و ثابت انسانی است. در حقیقت این احکام بیان­کننده چگونگی ارتباط­های چهارگانه ثابت انسانی است. ارتباط­های چهارگانه عبارت­اند از:

۱.ارتباط انسان باخویشتن.

۲. ارتباط انسان با خدا.

۳. ارتباط انسان باجهان هستى.

۴.ارتباط انسان باهم نوع خود.

ب: احکام ثانویّه: این احکام در هنگام بروز ضرورت­های زندگی یا اجتماعی مقرّر می­شوند و مبتنی بر علل و انگیزه­های ثانوی می­باشند.[۵]

در نزد جعفری آنچه مى‏تواند حیات انسان را در این جهان هستى، داراى فلسفه و هدف قابل قبول نماید، دین به همین معنى و هدف است. وی تصریح می­کند، با توجّه به همه ابعاد مربوط به موجودیّت انسانى و تفکّراتى که تاکنون درباره فلسفه و هدف زندگى او ثبت شده،  هیچ متفکّر و مکتبى بدون پیدا کردن پاسخ معقول و قانع کننده‏اى براى چهار رابطۀ فوق، توانائى یقین و شناخت هدف و فلسفه معقول و قانع کننده براى زندگى نخواهد داشت.[۶]

در تعریف مورد قبول علامه جعفری از دین، پاسخ معقول به چگونگى این چهار ارتباط، ملحوظ شده و هدف و فلسفه زندگى انسان‏ها، بطور قانع کننده‏اى تبیین گشته است. البته ایشان در جای دیگر مدّعی­اند اگر فرد بخواهد روابط چهارگانه فوق را به طور صحیح دارا باشد باید به سمت عرفان مثبت قدم بردارد، که البته این ادعا با سخن فوق،که دین تنها می­تواند جواب قانع کننده به روابط فوق بدهد، منافاتی ندارد. چرا که ایشان عرفان را به دو قسم مثبت و منفی تقسیم می­کند و عرفان مثبت عبارت است از : «گسترش و اشراف نورانی «من انسانی» بر جهان هستی است، به جهت قرار گرفتن «من» در جاذبه کمال مطلق، که به لقاءالله منتهی می­گردد ».[۷] به اقرار جعفری با چنین تعریفی دیگر تفاوتی میان دین و عرفان نمی­ماند، چرا که در جای دیگر جعفری ماهیت دین را « قرار دادن شخصیت آدمی در مسیر به ثمر رسیدن جاذبه کمال» می­داند.[۸]

از سوی دیگر، همان‌طور که در قبل بحث شد، جعفری مراد از عقل را در  «حیات معقول» عقل کلّی می‌داند که متشّکلّ از عقل نظری و عملی است که در استخدام شخصیت رو به رشد و کمال قرار می­گیرند.[۹] همه تعاریف فوق دارای وجوه شباهت بسیاری هستند که بیان­گر این نکته است که دین، عرفان و عقلانیّت در نظر جعفری اشکال و نمودهای یک حقیقت­اند. به بیان دقیق­تر اصل در این امور سه‌گانه دین است و دوتای دیگر متفرّع از آن هستند. از این مطلب دانسته شد که عرفان مثبت همان  «حیات معقول» است؛ چرا که در عرفان مثبت تلاش می­شود تا همه استعدادهای بشری فعلیت پیدا کند و در جهت هدف نهایی هستی به کار گرفته شود و بعینه این همان هدفی است که  «حیات معقول» در پی تحقّق آن است.[۱۰]

جعفری در مورد راه‌های دستیابی و کشف معنا به طور پراکنده مطالب گوناگونی بیان می­کند. ما در اینجا تلاش می­کنیم اجمالی از این مطالب ارائه دهیم.

جعفری سه راه دینی برای ورود انسان به قلمرو معنا بیان می­کند:

۱.   ارائه منطقی تعلیمات ربّانی انبیاء ، اوّلیاء، حکماء، وارستگان از تاریکی ماده و پیوستگان به عالم عقل.

۲.   جمع آوری و بررسی نتایج مثبت و سازندۀ پیروی از ادیان الهی و انسانهای رشد یافته در مسیر انبیای عظام و همۀ وارستگان از آلودگی­های خودخواهی و خودکامگی.

۳.   عشق و علاقۀ فراوان انسان­های پاک­دل و خردمند به برخورداری از فضیلت­ها و کرامت­های والای روحی.[۱۱]

البته این راه‌های سه­گانه منشعب شده از صراط مستقیم دین است. جعفری بارها در اهمیّت مذهب سخن به زبان رانده است و بر این باور بوده اگر مذهب از زندگی افراد حذف شود دیگر انسان دلیلی برای جواب‌گویی به سؤالاتی از قبیل « ازکجا آمده­ام، برای چه آمده­ام، به کجا می­روم، برای چه می­روم» نخواهد داشت و در تبیین این مسأله می­گوید:

« این حقیقت نیازى براى اثبات ندارد که انسان براى هر سؤالى که در زندگانى رویاروى او قرار مى‏گیرد بالقوه یا بالفعل مى‏تواند پاسخ صحیح حداقل بطور نسبى براى آن پیداکند. ولى آیا مى‏تواند براى آن سئوالات شش‌گانه که اساس و پایه همه سئوالات اوست بدون استمداد از دین پاسخى‏ پیدا کند این سئوالات عبار تست از «من کیستم» ،«از کجا آمده‏ام»، «به کجا آمده‏ام»  «با کیستم»، «به کجا مى‏روم»، «براى چه آمده بودم».  خوش‌بختانه کسانى که براى تسلیت به خویشتن و قانع ساختن دیگران مى‏گویند:  انگیزه بروز این گونه سئوالات در مغز آدمى معلول نوعى بیمارى درونى است که مى‏خواهد با پناه بردن به دین آنرا معالجه کند اینان هرگز نمى‏خواهند از خویشتن این سؤال را بکنند که نسخه شفابخش این بیمارى همه‏‌گیر از یک فرد عادى تا داناترین انسان چیست ».[۱۲]

از این رو در نظر جعفری برای دست­یابی به  «حیات معقول» و هدف­دار هیچ­ راهی جز مذهب وجود ندارد.

در دیدگاه اسلام فرد باید ایده­آل بی­نهایت که همان لقا الله است را هدف خود قرار داده و از مسیر هدف­های نسبی زندگی خود را معنادار سازد. تمام هدف­های دیگری که در مکاتب دیگر برای حیات گفته شده است، اگر جنب‌ی مثبت داشته باشند، در مقدمات هدف ادیان تضمین شده­اند.[۱۳]

جعفری با روی‌کرد دینی عرفانی به توجیه هدف زندگی می­پردازد و هدف انسان را عبادت معرفی می­کند. از نگاه او مقصود از عبادت آن معنای مبتذلی نیست که از آن در ذهن مردم عادی متداول است، بلکه منظور از عبادت همان حرکت به سوی هدف اعلی و معنای والای است.

چنان‌که در قبل بحث شد مقصود از حرکت به سوی هدف اعلاى زندگى عبارت است از : شرکت در آهنگ کلى هستى وابسته به کمال برین. شرکت در آهنگ کلى هستى چه معنى دارد؟

«قرار گرفتن در جاذبۀ ربوبى و تصفیه روح‏ از آلودگیهاى حیوانى و رذائل اخلاقى به وسیله تکالیف مقرّره بوسیله پیامبران الهى و تسلیم به دستورات سازنده وجدان برین و تغییر دادن من مجازى به من حقیقى که همه حرکات و سکنات عضوى و روانى آدمى را به عنوان عبادت به جریان مى‏اندازد ».[۱۴]

از نگاه جعفری مقصود از عبادت در آیه ۵۶ از سوره الذاریات و َما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ (ومن جن و انس را نیافریده‏ام مگر براى اینکه به من عبادت ‏کنند) همان آگاهى به شرکت در آهنگ کلى هستى و برقرار ساختن ارتباط اختیارى با خداوند کمال برین است. و عبادات مقرّره متمرکز ساختن قواى روحى براى احساس دائمى لزوم ارتباط باخدا است.[۱۵]

پس از ورود به هدف زندگى، همه کارهاى عضلانى و مغزى و روانى آدمى عبادتهائى است که در پیش‌گاه ربوبى تحقّق مى‏پذیرد. آدمى با آگاهى به شرکت در آهنگ کلى هستى چنان رابطه با خداوند (کمال برین) پیدا می کند که تمام لحظات عمرش در هر موقعیت مادى و معنوى در ارتباط با خدا است که اشتیاق روح آدمى به کمال بدون وصول به آن ارتباط با هیچ هدفى قابل اشباع نمى‏باشد.

[۱] جعفری، محمد تقی، «فلسفه و هدف زندگی»، ص۷۷.

[۲] همان

[۳]جعفری، محمد تقی، «ترجمه و تفسیر نهج البلاغه»،ج۲۵، ص۲۲.

[۴] همان

[۵] جعفری، محمد تقی، «فلسفه دین»، تهران: انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،چاپ چهارم، ۱۳۸۷، ص۱۲۷.

[۶]جعفری، محمد تقی، «ترجمه و تفسیر نهج البلاغه»، ج۱۱، ص۱۳.

[۷]جعفری، محمد تقی،«عرفان اسلامی»،تهران: ،موسسه تدوین ونشرآثارعلامه جعفری، ۱۳۸۷، ص۲۳.

[۸]جعفری، محمد تقی،«علم ودین درحیات معقول»،تهران: موسسه تدوین و نشر آثارعلامه جعفری، ۱۳۸۸، ص۱۳.

[۹]جعفری، محمد تقی،«ترجمه و تفسیر نهج البلاغه»، ج۸، ص۲۱۶.

[۱۰]نصری، عبدالله، « تکاپوگراندیشه­ها »، ص۴۹۵.

[۱۱]جعفری، محمد تقی، «امام حسین شهید فرهنگ پیشرو انسانیت»،ص۲.

[۱۲]جعفری، محمد تقی، «ترجمه و تفسیر نهج البلاغه»،ج۲۶، ص۱۶۵.

[۱۳]جعفری، محمد تقی، «ترجمه و تفسیر نهج البلاغه»، ج۱۴، ص۱۹.

[۱۴]همان، ج۸، ص۲۰۷.

[۱۵]جعفری، محمد تقی، «حیات معقول»، ص۹۳.

سید مصطفی موسوی اعظم

دیدگاه ها

بدون دیدگاه

پاسخ بدهید

نام شما *

ایمیل شما *

وب سایت